|
معرفي كتاب
لابي
اسراييل و سياست خارجي آمريكا
The Israel Lobby and U.S. Foreign Policy
John Mearsheimer & Stephan Walt

مقدمه:
اين كتاب توسط دو استاد آمريكايي دانشگاههاي آمريكا به رشته تحرير درآمده
است، آقاي پروفسور جان ميرشيمر استاد علوم سياسي دانشگاه شيكاگو و آقاي
استفان دي والت استاد روابط بين الملل در دانشگاه هاروارد. ويرايش اوليه
اين كتاب در سال 2002 به عنوان يك مقاله به نشريه
The Atlantic Montly
براي چاپ داده شد كه از سوي اين ماهنامه رد شد و قابل چاپ دانسته نشد.
نويسندگان نيز مقاله را به عنوان مقاله نا تمام در سال 2006 وب سايت كالج
كندي دانشگاه هاروارد منتشر كردند.
مقاله در نهايت از سوي
London Review of Books
در سال 2006 رسما منتشر شد. به دنبال انتشار آن در نشريه
The Nation
با
اننقاداتي از سوي فيليپ وئيس
Philip Weiss
روبرو
شد كه نويسندگان آن در ويرايش ديگري از مقاله خود كه در شماره پاييز سال
2006 نشريه
Middle East Policy
منتشر كردند به آن ابهامات پاسخ گفتند. نويسندگان اصرار داشتند كه اين
نسخه از مقاله آنها همان مطلبي را در خود دارند كه از ابتدا در مقاله اول
خود به آن پرداخته بودند.
در نهايت در آگوست سال 2007 مقاله اين دو استاد دانشگاه به عنوان كتاب
توسط انتشارات
Farrah Strauss & Giroux
روانه بازار شده و به عنوان يكي از پر فروشترين كتابها از سوي
New York Times
شناخته شد.
.
نكته اصلي نويسندگان در اين كتاب چيست؟
نكته اصلي اين كتاب از نگاه نويسندگان آن اين است كه "دولت آمريكا
موضوع امنيت خود را به كناري نهاده و به دنبال تامين منافع كشور ديگري به
نام اسراييل است" آنها پا را فراتر نهاده و معتقدند كه "سياست هاي
آمريكا در خاورميانه اساسا توسط لابي اسراييل تعيين مي شود. اين لابي در
حقيقت اتحاديه اي است متشكل از افراد و سازمانهايي كه به گونه اي فعال در
حال كارند تا سياست خارجي آمريكا را به سمت منافع اسراييل هدايت نمايند."
نويسندگان كتاب بر آنند كه هسته اصلي لابي اسراييلي را يهوديان آمريكايي
تشكيل مي دهند كه تمام تلاش شبانه روزي خود را صرف ميكنند تا سياست خارجي
آمريكا به سمت تامين منافع اسراييل حركت كند. آنان بر اين نكته تاكيد مي
كنند كه اين به اين معني نيست كه همه آمريكاييهاي يهودي بخشي از لابي
اسراييل هستند همچنين اين سخن نيز درست نيست كه بگوييم همه يهوديان
آمريكا با سياستهاي اسراييل موافقند.
نويسندگان بر آنند كه ساختار دولت آمريكا به گونه اي است كه هيچ لابي نمي
تواند مبناي سياستهاي خارجي آنرا كه بر اساس منافع ملي آمريكا تعيين مي
گردد تغيير دهد مگر اينكه آمريكاييها را متقاعد كند كه منافع آمريكا و
منافع اسراييل از اساس يكي هستند و فرقي ميان آنان نيست.
لابي اسراييلي در كاركرد اوليه خود تفاوتي با ديگر لابي هاي فعال در
آمريكا كه براي منافع مشترك تشكيل شده اند نظير لابي كشاورزان، لابي
كارگران بخش فولاد يا كارگزران بخش نساجي و ديگر لابي هاي صنفي و قومي،
ندارد اما آنچه اين لابي را از ديگران متمايز مي كند نفوذ فوق العاده آن
است. به نظر جان و استفان نويسندگان اين كتاب، ائتلاف باز ميان گروه ها و
افراد در لابي اسراييلي موجب شده است كه از يك سو قدرت فوق العاده اي در
دستگاه اجرايي دست و پا كنند و از وسي ديگر اطمينان حاصل كنند كه نگاه و
نظر لابي در مورد اسراييل در رسانه هاي فراگير گروهي انعكاس يابد. پديد
آورندگان كتاب بر اين عقيده اند كه لابي اسراييل به طور مشخص از آنجا كه
مي تواند به نمايندگان كنگره و كانديداهاي نمايندگي كه از برنامه هاي
آنان حمايت مي كنند منافعي برساند و نيز آن دسته از نمايندگان را كه در
برابر آنان ايستادگي مي كنند مجازات نمايد، كنترل كنگره آمريكا را در دست
دارد.
در كتاب آمده است كه سو استفاده از اتهام "ضد يهود" نيز ابزار كنترلي است
كه گروه هاي طرفدار اسراييل در اختيار دارند. از اين ابزار حتي براي
كنترل بحثهاي آكادميك در دانشگاههاي آمريكا استفاده مي كنند. هرچند كه
لابي اسراييل هنوز در اين امر به طور كامل موفق نشده و در مبارزه با موج
انتقادها از اسراييل در دانشگاهها ناكام مانده است.
سرانجام نويسندگان نتيجه مي گيرند كه "اگر لابي اسراييل در ماموريت
خود در شكل دادن به سياستهاي آمريكا در خاورميانه موفق شود دشمنان
اسراييل در منطقه ضعيف شده يا سرنگون مي شوند و دست اسراييل در برخورد با
فلسطينيها بازخواهد شد اما اين آمريكاست كه جنگيده، كشته داده، بازسازي
كرده و هزينه پرداخته است".
فصلهاي كتاب:
اين كتاب در 7 بخش منتشر شده است كه عبارتند از:
لابي اسراييلي چيست و نقش آن چيست؟
پاسخ به اين سوال اولين بخش كتاب را تشكيل مي دهد. نويسندگان در اين خصوص
به نكات زير اشاره كرده اند:
-
منظور از لابي اسراييل ائتلافي از اشحاص و گروهها است كه فعالانه در جهت
شكل دادن سياست حارجي آمريكا به نفع اسراييل كار مي كنند.
-
هسته مركزي اين لابي را افرادي از يهوديان آمريكايي تشكيل
مي دهند كه تمام وقت خود را وقف تلاش در جهت تغيير سياستها به نفع
اسراييل مي كنند.
-
اين لابي علاوه بر يهوديان برخي چهره هاي مسيحي اونجليكال همچون گري
بوئر، جري فالول، رالف ريد، پت پترسن، ديك آرمي و تام ديلي را نيز در خود
جاي داده است. چهذه هايي كه اعتقاد دارند تولد دوباره اسراييل در راستاي
تحقق وعده هاي انجيل بوده و حمايت از برنامه توسعه سرزميني آن وظيفه
مذهبي آنان است و مخالفت با اسراييل و توسعه آن مقابله با اراده الهي
است.
-
در اين لابي برخي چهره هاي نئو محافظه كار نظير جان بولتون سفير سابق
آمريكا در سازمان ملل، ربرت بارتلي سردبير مرحوم وال استريت ژورنال،
ويليام بنت وزير سابق آموزش، ژان كرك پاتريك سفير اسبق آمريكا در سازمان
ملل و جورج ويل روزنامه نگار نيز عضويت دارند.
-
در 25 سال گذشته، نيروهاي حامي اسراييل حضور مشهودي در
سطوح مديريت شركتهاي يزرگ آمريكايي و نيز موسسات مهم تحقياتي و امنيتي
داسته اند از جمله مي توان به موسسات زير اشاره كرد:
o
Brookings Institution
o
Center for Security Policy
o
Foreign Policy Research Institute
o
Heritage Foundation
o
Hudson Institute
o
The Institute for Foreign Policy Analysis
o
Jewish Institute for National Security Affairs (JINSA)
o
…
-
يهوديان آمريكايي سازمانهاي متعددي را براي تاثيرگذاري در سياست حارجي
ايجاد كرده اند كه يكي از قويترين و شناخته شده ترين آنها
American Israel Public Affairs Committee (AIPAC)
است.
-
بسياري از سازمانهاي كليدي عضو لابي اسراييل نظير
AIPAC،
كميته يهوديان آمريكايي و كنگره روساي سازمانهاي يهودي آمريكايي توسط
تندروهاي يهودي كه عموما حامي سياستهاي توسعه طلبانه حزب ليكود اسراييل
هستند. يكي از شاخصه هاي اين سياستهاي حزب مورد اشاره مخالفت با روند صلح
اسلو بوده است.
-
AIPAC
به
طور مشخص نفوذ لابي اسراييل را در كنگره شكل مي دهد. اين نفوذ يه اندازه
اي است كه مي توان گفت اين سازمان به عنوان عامل يك دولت خارجي افسار
كنگره آمريكا را در اختيار دارد.
-
لابي اسراييل نفوذ فوق العاده اي در دستگاه اجرايي آمريكا دارد. بخشي از
اين قدرت ناشي از حمايت راي دهندگان يهودي در انتخابات رياست جمهوري از
كانديداي مورد عنايت لابي ناشي مي شود.
-
سازمانهاي كليدي عضو لابي اسراييلي دولت وقت را نيز زير فشار قرار مي
دهند كه مبادا از چهره هاي منتقد دولت يهود در پستهاي كليدي سياست خارجي
استفاده كند.
-
كارمندان طرفدار اسراييل شاعل در كنگره و سناي آمريكا نيز از ديگر منابع
نفوذ لابي اسراييل در مراجع تصميم سازي آمريكاست. همانگونه كه چندي پيش
رييس سابق
AIPAC
اقاي موريس آميتاي تاييد نمود. وي اظهار داشت كه بسياري از كاركنان كنگره
و سنا يهوديند و تمايل دارند كه بر برخي از موضوعات از زاويه يهودي بودن
خود نگاه كنند و در حقيقت اين كارمندان هستند كه زمينه اصلي تصميمگيريها
ي سناتورها و نمايندگان را فراهم مي كنند.
-
نگاه لابي به اسراييل به طور گسترده از سوي رسانه ها حمايت مي شود چرا كه
اغلب دست اندر كاران رسانه هاي آمريكا طرفدار اسراييل هستند.
-
لابي اسراييل به هيچ وجه علاقمند طرح عمومي مباحث مربوط به اسراييل و بحث
آزاد نيست چرا كه اين امر مي تواند در ارتباط با ميزان حمايت آمريكا از
اسراييل در ذهن مردم سوال ايجاد كند.
-
اگر نبود توان لابي اسراييل در نفوذ به اركان تصميم گيري آمريكا و
دستكاري در سيستم سياسي آن كشور، روابط آمريكا و اسراييل بسيار پايين تر
از سطح كنوني آن بود.
-
رهبران سازمانهاي يهودي آمريكايي اغلب به مسئولان دولت
اسراييل مشاوره مي دهند و اين موضوع نفوذ دولتمردان اسراييلي را بر دولت
آمريكا به حداكثر مي رساند.
-
لابي اسراييل از نوشته ها و گفته هاي استادان دانشگاهها ي آمريكا
مطلعند و آنها را زير نظر دارند. شايد بتوان گفت كه آزاردهنده ترين وجه
مبارزه آنان براي منع هرگونه انتقاد از اسراييل در دانشگاهها، تلاش
گروههاي يهودي براي متقاعد كردن كنگره براي تصويب مكانيزمي براي كنترل و
نظارت بر آنچه استادان در مورد اسراييل به زبان ميرانند، بود.
-
مي توان گفت كه مسئول آغاز جنگ عراق لابي اسراييل و به خصوص نئو محافظه
كاران عضو آن بود.
-
مصوبه كنگره در فشار به دمشق نتيجه فشار دولتمردان اسراييلي، گروههاي
طرفدار اسراييل و به خصوص
AIPAC
بود.
-
لابي اسراييلي براي حمله به تهران چاره اي جز فشار مداوم به دولت
آمريكايي ندارد.
-
لابي يك حركت واحد با رهبري مركزي نيست و اينگونه نيست كه افراد و
گروههاي عضو آن دچار اختلاف نظر نيستند.
-
يهوديان آمريكايي و مسيحيان متحد آنها در حقيقت در راستاي زير فشار قرار
دادن آمريكا در تغيير سياستهايش هيچ حركت نامناسب و خلاف عرفي از خود
بروز نمي دهند ... ميتوان گفت اين افراد و گروهها از همان روشهايي كه
ديگر گروهها در زير نفوذ قرار دادن سياستهاي آمريكا بكار مي بندند
استفاده مي كنند. تفاوت آنها با آن گروهها در اين است كه لابي يهودي كار
خود را بسيار خوب انجام مي دهند. اگرچه فلسفه وجودي لابي اسراييل حمايت
بي قيد و شرط از اسراييل است و اين با منافع ملي آمريكا در تناقض است.
اگر حمايت بي قيد و شرط از اسراييل در تناقض با منافع آمريكا نبود در اين
صورت دليلي وجود نداشت كه چنين جبهه اي در حمايت از منافع اسراييل ايجاد
شود.
-
آيا مي توان قدرت لابي يهودي را محدود كرد؟ در پاسخ به اين سوال بايد گفت
اين امكان وجود دارد ولي بعيد است كه اين اتفاق در آينده نزديك بيافتد.
چگونه آمريكا از اسراييل حمايت مي كند؟
-
در زمينه اقتصاد:
بر اساس گزارش نويسندگان اين كتاب اسراييل بزرگترين دريافت كننده كمك از
آمريكا پس از جنگ جهاني دوم است. از سال 1973 تا 2003 ميزان كمكهاي
مستقيم آمريكا بيش از 4/1 تريليون دلار بوده است. اسراييل سالي 3 ميليارد
دلار از آمريكا به طور مستقيم از آمريكا دريافت مي كند كه معادل يك پنجم
بودجه كمكهاي خارجي آمريكاست. اهميت حجم اين كمكها زماني روشن مي شود كه
بدانيم اسراييل كشور صنعتي ثروتمندي است كه درآمد سرانه آن با كره جنوبي
و اسپانيا برابري مي كند. علاوه بر اين اسراييل تنها كشور دريافت كننده
كمك است كه مجبور نيست به دولت آمريكا چگونگي هزينه كرد آن كمكها را
گزارش كند و اين به معني آن است كه اسراييل مي تواند اين كمكها را در
زمينه هايي هزينه كند كه در تناقض با اهداف دولت آمريكاست.
-
در زمينه هاي سياسي و ديپلماتيك:
از سال 1982 ايالات متحده آمريكا 32 قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل عليه
اسراييل را وتو كرده است اين تعداد استفاده از حق وتو از كل دفعاتي كه
ديگر اعضاي دايم شوراي امنيت از حق وتو استفاده كرده اند بيشتر است.
علاوه بر اين آمريكا تلاشهاي متعدد دولتهاي عرب در راستاي محدود ساختن
تسليحات اتمي اسراييل در سازمان بين المللي انرژي اتمي را عقيم كرده است.
براي اطلاعات بيشتر در مورد اين كتاب
اينجا را كليك كنيد.
براي مطالعه نقد اين كتاب
اينجا را كليك كنيد.
گزارشي در مورد كتاب و مصاحبه اي در اين خصوص
اينجا را كليك كنيد.
|