| |
وسوسه
هاي پاپ بنديكت شانزدهم
The Passion of the Pope
TIME
Magazine – Nov. 27 , 2006
------------------------------------------------------
مقدمه:
مجله تايم در شماره بيست و هفتم نوامبر خود طي مقاله اي به قلم
David Van Biema
و
Jeff Israely
به مناسبت سفر پاپ بنديكت شانزدهم به تركيه به اظهار نظر صريح و بي
پرده چندي قبل وي در مورد اسلام پرداخته است. نويسندگان اين مقاله
معتقدند كه اين سخنان به بحث جدي ميان دنياي اسلام و دنياي غرب دامن
زده است و آنان بر آنند كه به مناسبت حضور وي در تركيه ريشه هاي
نظري اظهارات پاپ و جايگاه وي و سخنانش را به لحاظ تاريخي بررسي
كنند.
سال ۱۹٧۹ است. پاپ راهي تركيه است. اين سفر يك سفر تفريحي به تركيه
نيست. شهروندان مسلمان و مغرور ترك هيچ علاقه اي به پاپ ندارند.
همسايه شرقي آنان ايران در تلاطم است و بر آتش احساسات ضد غربي
مسلمانان مي دمد. اخبار گزارش مي دهد كه يك قاتل فراري در شهر مي
گردد و تهديد كرده است كه پاپ را خواهد كشت.

پدر مقدس ولي بي تفاوت است و مي گويد: "عشق از خظر قوي تر است" و
نيز "من در دستان خدا هستم". او بي اعتنا به خطرات به آنكارا و
استانبول مي رود و در مورد مشتركات اديان بزرگ الهي موعظه مي كند.
او به مسيحيان و مسلماناني مي پيوندد كه در پي دوستي باورمندان خدا
هستند. كساني كه نام يك خدا را بر زبان مي رانند. اگرچه پاپ بدرقه
پر شوري را شاهد نبود و به پاي او هنگام ترك تركيه گل نريختند اما
او زمينه اي را فراهم كرد كه در طي سالهاي آينده نزديكي بيشتري بين
اسلام و مسيحيت ايجاد شود. او خود را يك وصل كننده مي دانست و نه يك
فصل كننده.
اما زمان سال
1979
بود و آن مرد پاپ ژان پل دوم اين بار پاپ بنديكت
شانزدهم در آستانه سفر به تركيه است. اولين سفر خود به يك كشور
اسلامي به عنوان پاپ اعظم كليساي كاتوليك.
بر خلاف آنچه پاپ ژان پل دوم در بيست و هفت سال دوره حاكميت بر
كليسا برگزيده بود اين پاپ جديد بنا ندارد كه خود را پشت پرچم
برادري پنهان كند. برعكس بنديكت ٧۹ ساله به تركيه مي رود در حالي كه
معروفيت وي درست در نقطه مقابل پاپ پيشين و رويه اوست. او به عنوان
كسي ميرود كه سخنان رك و بيپرده وي موجب رودرويي مذهبي شده است.

تنها نوزده ماه پس از انتخاب شدن به سمت پاپ، اين پاپ جديد كه پيش
از اين بيشتر خود را اخلاقگرا نشان داده است تا يك دانشمند علوم
ديني، به سخن مي آيد و تمام جهان سخنان او را مي شنود. اتفاقي كه در
اين چهار روز در اين سه شهر تركيه مي افتد اين ظرفيت را دارد كه روش
و منش پاپ جديد را روشن كند. تعداد كمي از مردم انتظار اين را دارند
كه اينبار پاپ به ناگهان مسئوليت پذير جلوه كند و روش ديگري را در
پيش گيرد. او بيست و چهار سال در واتيكان به عنوان يك دانشمند علوم
ديني كار كرده است. او دست راست پاپ ژان پل دوم بوده و همه گونه
مشاوره در اختيار او قرار داده است البته او مشاوره اي در مورد
منفعل بودن به پاپ سابق نداده است. سابقه او به خوبي نشان مي دهد كه
نبايد از رفتار فعلي او تعجب كرد.
كليساي كاتوليك اما از پاپ انتظار دارد كه به همان راه سابق برود.
همان راهي كه سلف او ژان پل دوم برگزيده بود. از او انتظار مي رود
كه اخلاق گرايي و نظم كليسايي را در اولويت خود قرار داده و انرژي
خود را صرف كم كردن بوروكراسي واتيكان و مبارزه با نسبيت گرايي
اخلاقي در فرهنگ غرب نمايد.
نكته اينجاست كه اگرچه او به عنوان يك متخصص علوم ديني محافظه كار
شناخته مي شود ولي بنديكت فاقد يك شخصيت كاريزماتيك و باز مانند پاپ
سابق است. علاوه بر اين آنچه كه پاپ سابق را به صحنه جهاني كشاند
چالش وي با كمونيزم و نيز فروپاشي كمونيزم بود. اين آخري يكي از
مهمترين حوادث سياسي اجتماعي تاريخ بود كه پاپ با دو بار سفر به
زادگاهش لهستان و نيز تلاش خود در سطح جهاني سهمي قابل توجه در وقوع
آن داشت.

در مقابل پاپ بنديكت چه مي تواند بكند. آيا او بايد باواريا،
زادگاهش در آلمان را آزاد كند؟ خوب، نه، ولي امسال او به گونه اي
عجيب و پيچيده ظاهر شد. او از خود تمايل نشان داد كه در زمينه صحنه
جهاني از پاپ سابق الگو بگبرد. كمونيزم به عنوان يك تهديد ديگر
نيست. از اينرو تصميم گرفت با چيزي مقابله كند كه بخشي از مردم در
غرب مانند همان كمونيزم از آن وحشت دارند. او بايد پرچمدار مبارزه
با چيزي شود كه مردم غرب همان احساسي را كه به كمونيزم داشتند نسبت
به آن دارند. او مي داند كه امروزه برخي از مردم غرب از خشونت
اسلامي در وحشتند همانگونه كه از كمونيزم در هراس بودند بنابر اين
علم مقابله با اسلام را و به زعم وي به دليل تلازم ذاتي آن با خشونت
بر مي گيرد.
اما طرح اين موضوع بسيار پر هزينه است چرا كه از يك سو بيش از يك
ميليارد مسلمان صلح طلب و مخالف با خشونت در جهان زندگي مي كند و از
سوي ديگر كليساي كاتوليك نيز سابقه اي خشونت بار دارد و هنوز خاطرات
خشونت طلبي هاي اسلاف پاپ بنديكت تازه اند. از اينها گذشته حتي ساده
ترين افراد نيز ميدانند كه اين جانشينان مسيح به اسلام به چشم رقيب
مي نگرند و ممكن است اينها ترفندي باشد براي از ميدان بدر كردن يك
رقيب سرسخت.
با چنين سخناني كه پاپ در سپتامبر گذشته در شهري در آلمان بر زبان
راند و در آن بر ارتباط ذاتي اسلام و خشونت تاكيد كرد، پاپ اعظم
كليساي كاتوليك تصوير ديگري از اين كليسا در اذهان ايجاد كرد. حتي
هنگامي كه تندروان اسلامي تعدادي از كليساها را تخريب كردند و يك
راهبه را در سومالي كشتند پاپ بنديكت از پس گرفتن حرف خود خودداري
كرد. او در يك اقدام نامطلوب ولي قوي از سنت و روش ملايم و مهربان
اسلاف خود نسبت به اسلام فاصله گرفت و به موضوعي اشاره كرد كه حتي
براي آنانكه از مذهب خسته شده اند جذابيت دارد.
در اين راستا او موفق شد كه درست يا غلط بحث برخورد تمدنها را زنده
كند و بر اين سوال اساسي تكيه كند كه آيا اسلام به عنوان يك مذهب با
خشونت مخالف است؟
پس از ايراد اين سخنان او از طرف محافظه كاران فرهنگي در سطح جهان
تشويق شد. براي نمونه هاين هال هيچكاك رئيس سازمان محافظه كار و
كاتوليك "زنان براي ايمان و خانواده" مي گويد: "پاپ چيزي را گفت كه
بايستي گفته مي شد".
اما پاپ بنديكت اكنون در آستانه مهمترين ماموريت خود به عنوان پاپ،
خود را در موضعي سخت و ناآشنا مي بيند. از خود مي پرسد آيا او بايد
اعتماد خود را حفظ كند و در مركز مجادلات جهاني قرار بگيرد و الفاظ
توهين آميز مسلمانان معترض در خيابانها را بپذيرد يا اينكه راههاي
ديگري نيز دارد.
آيا او بايد بر اين ادعا را كه اسلام دين خشونت است و اين قابليت را
دارد كه پيرواني خشونت طلب بپروراند پافشاري كند و جرات كند كه وارد
اين بحث شده و حاميان و مخاطبان غربي خود را بر عليه مسلمانان به
لحاظ اخلاقي تجهيز كند؟ و يا اينكه از مقابله بيشتر پرهيز كرده و با
رها كردن سخنان پيشين اميدوار باشد كه تبعات آن سخنان تحريم آميز
كمتر شود؟
آنان كه او را خوب مي شناسند بر اين عقيده اند كه او از عكس
العملهاي خشونت آميز مسلمانان در پي سخنان وي در آلمان بسيار متعجب
شده بود. اما هنوز بسيار بعيد به نظر مي رسد كه وي به طور كلي موضوع
خشونت در اسلام، اين كشف بزرگ خود را رها كند. همانطوركه يكي از
مقامات بلند پايه واتيكان اظهار داشته است: "پاپ نظر واقعي خود را
بر زبان رانده است" و "او ممكن است كه لحن خود را تغيير دهد ولي جهت
گيري وي تغيير نخواهد كرد".


|
|