|
سمينار بين المللي
مذهب،
فرهنگ و صلح:
رابطه اي مبهم
Religion, Culture and Peace: an
Ambiguous Relation
دانشگاه دومينيكن كالج
اتاوا
- هفدهم تابيستم آبان ماه 85
------------------------------------------

اين سمينار كه در روزهاي هشتم، نهم،
دهم و يازدهم نوامبر سال جاري در
دانشگاه دومينيكن كالج شهر اتاوا جريان داشت با حضور انديشمندان
كانادايي و غير كانادايي برگزار گرديد. سخنرانان اصلي اين
نشست عبارت بودند از
ژان فرانسوا متوت
Jean Francois Metot رييس دپارتمان
فلسفه دانشگاه دومينيكن كالج،
ماكسيم آلارد
Maxime Allard، ادواردو اندوجر
Eduardo Andujar، دنيس بوشامپ
Denis Beauchamp،
فيليپ كوپنز
Phiippe Coppens،
وندي همبلت Wendy C. Hamblet،
گرام هانتر
Graeme Hunter، كورنل زاتورسكي
Kornel Zathureczky،
ميشل رمي لافوند Michel-Remi Lafond،
محمود مسايلي Mahmoud Masaeli،
بيل مك سوييني Bill McSweeney
و
كولا ملوس استاد مطالعات سياسي دانشگاه اتاوا
Koula Mellos.
آقاي دكتر لاريجاني
رايزن فرهنگي كشورمان نيز در اين سمينار حضور داشته و با انديشمندان
حاضر در سمينار به تبادل نظر پرداخت.
در معرفي اهداف اين سمينار در سايت
دانشگاه دومينيكن كالج مي خوانيم:
"... مذهب، فرهنگ و صلح سه ارزش
والاي انساني هستند كه روابط پيچيده و گاه خصومت آميزي را با هم
داشته اند. به خصوص در دوران ما روابط بين اين سه ارزش از اهميت
بيشتري برخوردارند. شكي نيست كه مسيحيت و نهادهاي ديني مسيحي نقش
موثري را در تعامل بين اشكال كلاسيك زندگي رومي - يوناني و ايده
آلهاي اجتماعي و سياسي مذهب جديد بازي كرده اند. ظهور انسانگرايي
مسيحي موجب ايجاد هويتي فرهنگي شد كه توانست از ميان تحولات قرون
وسطي عبور كرده و ارزشهاي امروزي جهان غرب را شكل دهد. با اين حال
آموزه هاي صلح دوستانه مسيحي نتوانستند از بروز جنگ در قرن چهاردهم
ميلادي بر سر قدرت سياسي مانع شوند. زماني كه پاپ و طرفدارانش مدعي
قدرت سياسي بلامنازع و سلطنت بودند. در قرن شانزدهم و هفدهم ميلادي
مباحثات مذهبي در فرانسه به جنگهاي مذهبي بدل شد. اين جنگها كه
بوسيله فرقه هاي مذهبي طراحي مي شد خالي از انگيزه هاي سياسي نبود و
موجب شد كه درگيريهاي خشونت آميز و باور نكردني در جهان بوقوع
بپيوندد. در نيمه دوم قرن بيستم در شمال ايرلند جنگي طولاني ميان
پروتستانها و كاتوليكها شكل گرفت كه عامل تداوم آن انتقام گيريهاي
خشونت آميز يك طرف از طرف ديگر بود. حتي از اين هم به زمان ما
نزديكتر بنياد گرايي مذهبي در شكلهاي مختلف و در اديان متفاوت بر
قدرت سياسي سرمايه گذاري كرده و به نام خداوند اعلام جنگ داده و
نويد بازگشت به نظمي ديگر را فرياد مي كنند.
در اين ميان چگونه ما مي توانيم
نوري بر رابطه مبهم ميان اين سه ارزش بتابانيم؟ اين چالشي است
فراروي انديشمندان اين دوران.
در اين سمينار مقالات متعددي از
شركت كنندگان كانادايي و غير كانادايي در موضوعات مختلف و در ارتباط
با موضوع اصلي اين سمينار ارائه شده است. هر يك از شركت كنندگان
موضوع را از زاويه اي مورد مداقه قرار داده اند ..."
اين سمينار هر روز در دو بخش
صبح و عصر برگزار گرديد. بخش صبحگاهي روز هشتم نوامبر با خوشامد
گويي آقاي فرانسوا متوت رئيس دپارتمان فلسفه دانشگاه دومينيكن كالج
به عنوان دبير سمينار آغاز گرديد و در ادامه جلسه شركت كنندگان
سمينار به ارائه مقالات خود پرداختند.
مقالات ارائه شده در اين سمينار از
سطح بسيار خوبي برخوردار بود. بحث اصلي در اين سخنرانيها
چگونگي دست يافتن به صلح در سطح فرد، اجتماع، دولت و بين الملل بود.
ارزيابي نقش فرهنگها و اديان مختلف و نيز مكاتبي نظير ليبراليسم در
تحقق صلح از ديگر محورهاي مورد توجه سخنرانان بود. بسياري از
سخنرانان بر اين نكته تاكيد داشتند كه اديان و فرهنگها و به طور كلي
تمدنهاي مختلف داراي استعداد حركت در جهت صلح هستند و در عين حال
اين ظرفيت را نيز دارند كه به شكل عاملي براي تخريب صلح و نگرش صلح
آميز عمل كنند. اين خطر در مورد ادياني كه ادعاي جهان شمولي دارند
بسيار بيشتر است هر چند كه در نگرشهاي ديني مواجه با طيفي از
برداشتها و قرائتهاي گوناگون مي شويم كه بحثهاي جدي هرمونتيكي را
وارد مي كند. از طرف ديگر ديدگاههاي ليبراليستي نظير فوكوياما و يا
جان رال كه نقش دين را صرفا در محدوده مشخص تقليل مي دهند واقع
بينانه نمي باشد. از اين رو آن ديدگاهي از ليبراليسم مي تواند براي
ايجاد ساختاري جهاني براي صلح راهگشا باشد كه بتواند گرايشات ديني
مختلف را در خود بگنجاند و بتواند نهاد و ساختار سياسي را بنا نهد
كه همگرايي صلح آميز فرهنگها و اديان مختلف را در سطوح مختلف پديد
آورد.
در ميان مقالات ارايه شده مقاله
آقاي فرانسوا متوت رئيس دپارتمان فلسفه و نيز دبير سمينار از جامعيت
بيشتري برخوردار بود. وي در اين مقاله چارچوبي عملي ارائه داد كه با
استقبال شركت كنندگان مواجه شد.
مهمترين محورهاي بحث وي عبارت بودند
از:
وي موضوع اصلي بحث را اينگونه تعريف
كرد كه چگونه مي توان ظرفيت و قابليت صلح دوستي را در اديان و
پيروان آنها افزايش داد و از سوي ديگر توان و ظرفيت جنگ طلبي را در
حوزه سياسي كاهش داد. در پاسخ به اين سوال وي اظهار داشت:

ژان فرانسوا متوت رئيس دپارتمان فلسفه
"... با توجه به اينكه امروزه در
علم سياست، نظر غالب بر ناديده انگاري اديان و يا محدود ساختن اديان
به زندگي شخصي است. نظر غالب و استاندارد در تئوري سياسي مدرن
كه اصطلاحا به آن "ليبراليسم توجيه گر
Justifying Liberalism"
اطلاق مي شود اين است كه
يك عمل سياسي زماني قابل توجيه و قابل قبول است كه مبتني بر تصميم
سازي عقلاني باشد. اكنون
بايد ديد كه چگونه يك صاحب مقام
معتقد به يك آيين يا مذهب
مي تواند عمل سياسي خود را در چارچوب معيارهاي ديني
خود تعريف كند و در عين حال موضعي عقلاني و منطقي از همه جهات داشته
باشد..."
وي در ادامه بحث خود را در چند محور ادامه داد. اديان و نقش تاريخي
آنها در بروز جنگ و خشونت، تجزيه و تحليل اديان به عنوان عاملي براي
صلح و زمينه اي براي تفاهم بر مشتركات و حل اختلافات، مديريت بحران
و اديان به عنوان عامل بازدارنده، اديان به عنوان تعليم دهنده و
سازنده نهادها و در نهايت بحثي در زمينه سازش، اخلاق صلح و بازسازي
روابط.
در آخرين مبحث پروفسور متوت جنبه
هاي بنيادي پيام همه اديان را امري بسيار راهگشا در دستيابي به صلح
دانسته و بر جنبه هاي اخلاقي اديان كه امكان همزيستي را محقق مي
سازد و به تعبيري صلح را بازسازي مي كند تاكيد نمود.

Graeme Hunter
Maxime Allard

Michel
Rémi Lafond
Hervé Tremblay

Michael Schuck
William Sweet

براي دريافت برنامه سمينار
اينجا را كليك كنيد.
براي اطلاعات بيشتر در مورد
دانشگاه دومينيكن كالج
اينجا را كليك كنيد.
|