بازگشت به صفحه اصلي

 

 

در چارچوب جشنواره نويسندگان اتاوا برگزار شد

گزارشي از بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا در كتابخانه و آرشيو ملي كانادا با حضور كلمن باركس

دوم ارديبهشت ماه هشتاد و شش

------------------------------------------

مراسم بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا جلال الدين محمد بلخي شاعر برجسته ايراني با حضور كلمن باركس مترجم آثار مولانا به زبان انگيسي برگزار شد. اين رويداد فرهنگي كه روز يكشنبه بيست و دوم آوريل 2007 از ساعت 8 بعد از ظهر در محل كتابخانه و آرشيو ملي كانادا در شهر اتاوا جريان داشت شاهد حضور طيف گسترده اي از علاقمندان مولانا از مليتهاي مختلف بود.

 

آقاي ويلسون رئيس جشنواره نويسندگان اتاوا

 

علاوه بر حضور دكتر لاريجاني رايزن فرهنگي، آقاي محبي كاردار سفارت ج. ا. ايران در اتاوا، جمعي از ايرانيان مقيم و نيز چهره هاي فرهنگي و نوبسندگان كانادايي، حضور چهره هاي برجسته اي چون پروفسور فضل الله رضا از فرهيختگان ايراني مقيم اتاوا و يكي از چهره هاي ماندگار عرصه علم در ايران نشان از جايگاه و اهميت مولانا در نگاه فرهيختگان داشت.

پروفسور فضل الله رضا

در آغاز مراسم آقاي ويلسون بنيان گذار و مدير فستيوال نويسندگان اتاوا در جايگاه قرار گرفت و ضمن خوشامد گويي به حضار خلاصه اي از فعاليتهاي جشنواره نويسندگان امسال را به حضار ارائه نمود و بزرگداشت مولانا را يكي از با اهميت ترين بخشهاي جشنواره امسال خواند كه به ابتكار رايزني فرهنگي ج. ا. ايران در اتاوا برگزار مي شود. وي در بخشي از سخنان خود اظهار داشت:

 

      event01

 

"... مولانا يعني عشق و امشب ما بر آنيم كه از عشق بگوييم. امشب شبي پارسي است. شبي است كه هشتصدمين سال تولد يكي از بزرگترين شاعران ايراني و پارسي گوي جهان را جشن مي گيريم.  امسال بنا به اعلام سازمان فرهنگي يونسكو سال رومي است و ما خوشحاليم كه امشب در حضور فرهيختگاني چون كلمن باركس از رومي مي گوييم و ار او مي شنويم.  اين جشن تنها با همكاري و همراهي يكي از  بهترين دوستان من كه در چهارسال گذشته بارها و براي ساعتها با وي همنشين بوده ام  و بارها با او در مورد  فرهنگ و ارتياط فرهنگي دو ملت ايران و كانادا به گفتگو نشسته ايم ممكن شده است.  او كسي نيست جز دكتر لاريجاني رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در اتاوا ..."

 با دعوت آقاي ويلسون آقاي دكتر لاريجاني رايزن فرهنگي كشورمان در جايگاه قرار گرفت. او ضمن تشكر از آقاي ويلسون و دست اندر كاران فستيوال نويسندگان اتاوا، حضور پروفسور كلمن باركس در اين جمع را بسيار با ارزش توصيف نمود. وي افزود:

 

دكتر لاريجاني رايزن فرهنگي ج. ا. ايران

".... آقاي پروفسور كلمن باركس نقشي به سزا در معرفي آثار و افكار مولانا به جهان غرب داشته است. باركس نام شناخته شده اي است كه توانسته است با درك و فهم عمق معرفت اشعار مولانا و اشاعه آن منشاء يك جريان ادبي و عرفاني در غرب گردد. از اينرو مي توان كلمن باركس را پل ارتباطي فرهنگ غرب و فرهنگ ايراني از يك سو و فرهنگ غرب و فرهنگ اسلامي از سوي ديگر دانست. به تعبيري ديگر نقش وي زمينه ساز نوعي تفاهم و تعامل سازنده ميان تمدنهاي شرق و غرب است..."

سخنران در بخش ديگري از سخنان خود گفت:

"... سال گذشته آقاي كلمن باركس به ايران دعوت شد و مورد تشويق فرهيختگان ايران قرار گرفت و به منظور قدرداني از زحمات بيدريغ وي در خدمت به ادبيات ايران زمين از دانشگاه تهران، معتبر ترين دانشگاه ايران دكتراي افتخاري دريافت كرد. جامعه علمي ايران از آنرو تلاشهاي وي را ارزشمند يافته است كه به خوبي به دشواري درك و فهم و ترجمه آثار مولوي و به طور خاص مثنوي معنوي اين شاعر گرانقدر واقف است.

دكتر لاريجاني سپس به مولانا و جايگاه شعر وي در ادبيات ايران پرداخت و اظهار داشت:

   

 

"...  ساختار مثنوي به گونه اي است كه سير سخن در آن غير قابل پيش بيني است. مولوي دائما در حال گذار از يك موضوع به موضوعي ديگر، از مفهومي به مفهومي ديگر، از تصوري به تصور ديگراست. مثنوي مملو از خيال پردازيها، شوريدگي ها و تنوع اوزان شعري است. گويا با توجه به چنين جوشش از مفاهيم و حالات، براي مولانا امكان محصور ماندن در قالب الفاظ و كلمات نبوده است به گونه اي كه خود مي گويد.

آتشي از عشق در جان برفروز                        سربه سر فكر و عبادت را بسوز

اي خدا جان را تو بنما آن مقام                        كاندرو بي حرف مي رويد كلام

گرچه تفسير زبان روشنگر است                      ليك عشق بي زبان روشن تر است

  زباني كه مولوي برمي گزيند زبان استعاره، تمثيل، حكايت گري و قصه پردازي است و اين نيز يكي ديگر از وجوه مشابهت با قرآن است. ريختن دانه هاي معنا در پيمانه هاي قصه و استفاده از بستر داستاني براي بيان ظرايف و لطايف.

                  ما چو خود را در سخن آغشته ايم                   از حكايتها حكايت گشته ايم

آن خيالاتي كه دام اولياست                          عكس مه رويان بستان خداست

 جهان بيني مولوي مبتني بر نظريه وحدت وجود است. از اين رو بسياري از آموزه هاي مولانا فراتر از اديان خاص است و به جاي آنكه خود را در قالب دين خاصي محصور كند به اهداف اصلي اديان و به نيل به حقيقت مي انديشد. به زعم وي همه اديان بر حق، از نور واحدي نشات گرفته اند و هدف مشتركي را تعقيب مي كنند.

از اين رو عرفان مولوي براي بسياري از پيروان ديگر نيز از جذابيت خاصي برخوردار است.

 چه تدبير، اي مسلمان كه من خود را نمي دانم               نه ترسايم، يهوديم، نه من گبرم، مسلمانم

نه شرقيم، نه غربيم، نه علويم، نه سقليم                                  نه از اركان طبيعيم، نه از افلاك كيهانم

نه از هندم، نه از چينم نه از بلغار و ستينم                   نه از ملك عراقينم، نه از خاك خراسانم

نشانم بي نشان باشد، مكان لا مكان باشد                   نه تن باشد، نه جان باشد كه من خود جان جانانم

دويي را چون برون كردم، دو عالم را يكي ديدم                يكي بينم، يكي جويم، يكي دانم، يكي خوانم

 در نگرش كل گرا ي مولانا، طبيعت، انسان و خدا به مثابه واحد به هم پيوسته مطرح مي شوند. از ديدگاه وي، طبيعت زنده است و فقط شامل اشيا محسوس و طبيعي و ارگانيك نمي شود، بلكه آنچه كه در محيط اطراف انسان قرار مي گيرد.

مولوي معتقد است كه زمين، آب، آتش همه در خدمت و امر بران پروردگارند و به طور كلي طبيعت مخاطب تنگاتنگ و تسبيح گويان باريتعالي هستند.

بر اساس چنين ديدگاهي، طبيعت از جايگاه مقدس و ويژه اي برخوردار مي شود به گونه اي كه بسياري از تبعات و الزامات اخلاقي آن مي تواند براي طرفداران محيط زيست و طبيعت گرايان راهگشا باشد..."

در ادامه دكتر لاريجاني اظهار اميدواري كرد كه معنويت و جامعيت آموزه هاي مولانا بتواند در اين زمانه كه خلائي كه انسان معاصر با آن مواجه است را درمان كند و پيام اصلي مولوي كه پيام عرفان، يگانگي، وحدت، عشق و گذشت است بتواند بر عصر آشفته و پراكنده و آشوب زده معاصر سايه افكند و صلح و دوستي، برابري و معنويت را براي همه ملتها به ارمغان آورد.

رايزن فرهنگي كشورمان در پايان سخنان خود از پيشنهاد رايزني به دولت جمهوري اسلامي ايران براي برقراري جايزه سالانه مولانا براي انديشمندان و دانشگاهياني كه اثري ادبي در زمينه مولانا منتشر نمايند خبر داد و اظهار اميدواري كرد كه به زودي مقدمات برقراري اين جايزه فراهم گردد.

 

كلمن باركس

 

در ادامه جشن بزرگداشت مولانا كلمن باركس توسط آقاي دكتر لاريجاني به جايگاه دعوت شد. وي ضمن بيان احساسات غير قابل وصف خود از حضور در جمع مشتاقان مولانا به طور خلاصه اشاره اي به فعاليتهاي خود در زمينه مولانا كرد و از دلايل عشق خود به ايران و مولاناي ايران گفت. وي سپس با معرفي گروه موسيقي مشفق از آنان خواست تا وي را در اجراي برنامه و خواندن اشعار مولانا همراهي كنند.

 

 

در ادامه دكتر كلمن باركس همراه با موسيقي ملايم به زبان انگليسي اشعار مولانا را براي حضار مي خواند و گاه در ميانه آن توضيحي براي درك بهتر مخاطبان ارائه مي كرد. اجراي اينگونه برنامه تاثير شگرفي بر مخاطبان كه اكثر آنان انگليسي زبان بودند نهاده بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

     

 

 

 

درباره كلمن باركس

 

کلمن بارکس  ( ( Coleman Barks  شاعر و استاد بازنشسته زبان انگلیسی دانشگاه جورجیا ، شهر آتن ( 1997-1967)در چاتانوگا  تنسی در 23 آوریل 1937  واقع در ایالات متحده امریکا بدنیا آمد و در همان جا نیز رشد یافت.

 او مدرک کارشناسی و دکتری خود را در زبان انگلیسی از دانشگاه نورث کارولینا ( North Carolina ) در سالهای 1959 و 1968 به همراه یک مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی در سال 1961اخذ نموده است.

پرفسور کلمان بارکس جوایز و لوح های تقدیر مختلفی را تا کنون کسب نموده است و کتب متعددی را تالیف یا ترجمه نموده است که مشتمل بر شش مجلد از اشعار خود او می باشد. ترجمه اشعار او از اشعار مولوی بیش از نیم میلیون نسخه در سرتاسر جهان فروش داشته است و به زبانهای عمده جهان ترجمه شده است.  او دارای دو فرزند و سه نوه می باشد.   

بارکس بمدت سی سال در دانشگاه جورجیا تا سال 1967 به تدریس نویسندگی خلاق پرداخته است . بعد ازملاقاتی با روبرت بلای شروع به ترجمه  اشعار شاعر عرفانی مولوی نموده است . این اثر  در بیست مجلد منتشر شده است . اما جریان تبدیل شدن بارکس به یک رومی شناس به زمانی بازمی گردد که در سال 1976 رابرت بلای اشعاری از رومی را به بارکس نشان می دهد و به او می گوید که این کلمات باید از قفس خود رها شوند که این ماجرا را از زبان خود وی نقل خواهیم کرد. از جمله کتابهای ترجمه شده بارکس می توان رومی اصل، کتاب عشق ، روح رومی و غرق شده را نام برد.   

تجربه شخصی ( کلمن بارکس )

من هرگز نام مولوی ( رومی) را نشینده بودم  اما در ژوئن 1976  روبرت بلای یک ترجمه علمی از رومی را به من داد و گفت " این اشعار را باید از قفسهایشان خارج کنی " البته منظور او این بود که ترجمه انگلیسی اشعار مولوی باید به زبانی جذاب تر و روشن تر و بیشتر هماهنگ با اصل شعر در بیاید.  زبان استادانه ترجمه آربری و نیکلسون سخت متعلق به سبک دوره ویکتوریا و بدون پرواز بود .  من در پاییز 1976 شروع به کار و بازنویسی برخی از اشعار و ترجمه آن به شعر آزاد انگلیسی نمودم . کار ترجمه   بیشتر شبیه یک عمل معنوی بود تا هر کار علمی دیگر . من  John Moyne  استاد زبان فارسی را پیدا کردم و او نیز برایم ترجمه های  تحت لفظی  ساده و تازه ای را فرستاد.

در 2 می 1977  رویایی را تجربه کردم که طی آن  یک معلم در داخل هاله ای از نور به سوی من آمد.  یک سال و نیم بعد من آن مرد را در فیلا دلفیا ملاقات کردم. یک استاد صوفی از سری لانکا که نامش Bawa Muhaiyaddeen  بود .  او به من گفت که  کار بر روی اثر رومی را انجام بدهم. من او را چهار یا پنج بار در طی نه سال دیدم تا اینکه در هشت دسامبر 1986 او دارفانی را وداع گفت.  ارتباط من با او تنها اعتباری(credential  ) است که من برای کار بر روی اشعار رومی دارم.

من عمل باز نویسی اشعار را برای مدت هفت سال ادامه دادم تا اینکه یک مجموعه کوچک را به نام Open Secret  در سال 1984 منتشر کردم .  به آن کتاب توسط ویلیام استافورد شاعر امریکایی جایزه ای داده شد.  مجلدهای کوچک بعدی ادامه یافت تا اینکه یک مجموعه بزرگتر بنام The Essential Rumi با همکاری Harper San Francisco  در سال 1995 منتشر شد.  کتاب در نشر امریکا یک پدیده تلقی می شد.  سیصد هزار نسخه از آن به فروش رسید و این شرایط همچنان ادامه دارد.  رویهمرفته همراه با تمام ترجمه های رومی که من بر روی آنها کار کرده ام تقریبا نیم میلیون نسخه فروش داشته است .  این امر در کشوری که یک کتاب شعر بیش از ده هزار نسخه فروش نمی کند عجیب و غیر معمول است . شعر یک شکل از هنر حاشیه ای در امریکا محسوب می شود اما این ترجمه اشعار مولوی تمامی دسته بندی ها و پیش فرض ها را شکسته است . آنها به پلی مهم بین فرهنگهای ما بدل می شوند. غرب مدتهای زیادی نسبت به هر چیزی که اسلامی و بویژه شکوه شعر جهان فارسی زبان را دارد چشم خود را بسته   است . اکنون شعر رومی در دبیرستان ها در سمینارهای دانشگاهی تدریس می شود . و در مراسم ازدواج و در هر نوع جمعهای چند فرهنگی مورد استفاده قرار می گیرد.  من دیر به سوی مولوی آمدم . وقتی که اولین بار ترجمه آربری را خواندم سی و نه ساله بودم.  اما  این سی سال شاگردی عجیب من در نزد استاد شعر مولوی بوده است و این حرفه شاگردی همچنان ادامه دارد. 

 

براي مشاهده ويدئو اعطاي دكتري افتخاري به كلمن باكس در دانشگاه تهران اينجا را كليك كنيد.

براي اطلاعات در مورد ديگر آثار پاركس اينجا، اينجا و اينجا را كليك كنيد.

براي اطلاعات بيشتر در مورد ترجمه هاي باركس از آثار مولوي به مقاله اي به قلم ايرج پارسي نژاد مراجعه كنيد.

براي ديدن وب سايت شخصي باركس اينجا را كليك كنيد.

 

 

Essential RumiEssential RumiRumi Birdsong: Fifty-Three Short Poems

 

 

 

سفارت جمهوري اسلامي ايران     سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي    سازمان تبليغات اسلامي    خانه ايرانيان خارج  از كشور   سايتهاي ايراني     سايتهاي مذهبي    -

  a b  Last modified:02/04/08                                        @                       @