بازگشت به صفحه اصلي

 

 

معرفي كتاب "گفتگوهايي در تهران" و نمايش فيلم "سلام ايران"

 

------------------------------------------

روز ششم نوامبر سال جاري در محل كتابخانه و آرشيو ملي كانادا كتاب جديد دانيل لافوند و فرد ريد زير عنوان "گفتگوهايي در تهران"معرفي شد. در حاشيه اين برنامه فيلم "سلام ايران" ساخته لافوند نيز به نمايش درآمد. در اين برنامه كه به همت دبيرخانه جشنواره نويسندگان اتاوا Ottawa Writers  International Festival برگزار شد رايزن فرهنگي كشورمان آقاي دكتر لاريجاني نيز حضور داشت.

كتاب حاصل تجربه حضور اين نويسندگان در ايران در سال 2004 و در آستانه انتخابات مجلس هفتم است و موضوعات مختلف سياسي و اجتماعي را در بر مي گيرد. در اين جلسه كه با حضور نويسندگان كتاب برگزار شد فيلمي ساخته آقاي لافوند زير عنوان "سلام ايران: يك نامه پارسي" نيز براي حاضران به نمايش درآمد.

--------------------------------------------------------

معرفي فيلم

 سلام ايران، يك نامه پارسي

Salam Iran, a Persian Letter

 

  

محقق، نويسنده و كارگردان: ژان-دنيل لفوند

Jean-Daniel Lafond

خلاصه داستان:

    امير معصومي جواني كه 18 سال پيش (از زمان توليد فيلم- در سال 1983) ايران را ترك كرده حالا نامه‌اي از مادر رو به احتضارش دريافت مي‌كند كه از ترس و نگراني مادرانه‌اي مي‌گويد، از اينكه مرگ به سراغش بيايد و او فرزندش را نديده چشم بر جهان ببندد. امير كه سال‌ها پيش يكي از فعالين جنبش دانشجويي بوده و مجبور شده بدون خداحافظي با مادر كشور را ترك كرده و اقامتي طولاني مدت در بخش فرانسه زبان كانادا (كبك) را تجربه كند، نمي‌تواند اين خواسته آخرين مادر را بي‌پاسخ بگذارد. لذا تصميم مي‌گيرد تقاضاي ويزا بدهد و به رغم همه مشكلات به كشور بازگردد.

    ايده مواجهه دوباره او با زادگاهش كه در طي اين سال‌ها تغييرات بسيار زيادي را شاهد بوده براي ژان- دنيل لفوند، روزنامه‌نگار و مستندساز برجسته كبكي  آنچنان جذاب به نظر مي‌رسد كه تصميم مي‌گيرد دوربينش را در اين سفر همراه او كند. سفر امير در آخرين لحضات به دليل ابطال ويزا به تعليق مي‌رود اما لفوند زودتر به ايران مي‌رسد، در ماه محرم و روز عاشورا. اين فرصتي به او مي‌دهد كه با ايران اين دوران آشنا شود. ايران تركيبي از سنت‌هاي كهن ملي- مذهبي و مدرنيسم پرشتاب.

 

 

    امير نهايتاً ويزا مي‌گيرد و گام به خاك وطن مي‌گذارد اما اين سئوال همه جا با او همراه است: با كدام ايران روبرو خواهد شد؟ ايراني كه شادترين خاطرات دوران كودكيش در كوچه پس‌كوچه هاي آن اتفاق افتاده يا ايراني يكسره متفاوت؟

درباره فيلم:

    سلام ايران يكي از آن دسته از فيلم‌هاي مستند درباره ايران است كه تلاش دارد چهره متفاوتي از آنچه معمولاً رسانه‌هاي غربي ارائه ‌مي‌دهند به نمايش گذارد. كشوري كه در آن شور زندگي و ميل به تغيير، موج مي زند، اندشمندانش مي‌توانند از ديدگاه‌هاي خود درباره جدايي دين از سياست آزادانه سخن بگويند و زنان در ميان مقامات حكومتي نقش برجسته‌اي دارند.

    تا همينجا بايد تلاش فيلم در اين روايت منصفانه را تقدير كرد اما فيلم در لحظاتي با برجسته كردن بخشي از عناصر فرهنگي در جامعه يا با به تصوير كشيدن اغراق آميز وجوهي كه چندان تعيين كننده نيستند، راه به خطا مي‌رود. مثلاً با ارائه تصويري كاملاً احساسات برانگيز  از برخي رفتارهاي روز عاشورا تلاش دارد چنين باورهايي را سطحي، عامه‌پسند و در جهت بهره‌برداري سياسي از نوعي عوام‌گرايي معرفي كند. يا آنجا كه با نمايش خشونت بار قرباني كردن يك گاو كه براي تماشاگر غربي كاملاً شوك‌آور و حيرت انگيز است، تلويحاً در انديشه ارتباط دادن بين نگرش‌ها و برداشت‌هاي سنتي از مذهبي و موضوع خشونت‌گرايي و تروريسم است. اين مسئله در برخي از سكانس‌هاي دوپهلوي فيلم بيشتر جلوه مي‌كند مثلاً جاييكه ما امير را در آن صبح دلگير در كنار جنازه‌اي در پتو پيچيده شده در گورستاني سرد و دلگير مي‌بينيم. تركيب قوي و هنرمندانه تصوير و موسيقي و تدوين مناسب، سكانسي شاعرانه و به شدت تاثيرگذار پديد آورده كه به سختي از خاطر مي‌رود اما ضمناً جا را براي برداشت‌هاي سمبليك درباره مقايسه ايران امروز با آن فضاي سرد و مرگبار بازگذاشته است.

    لفوند البته خود در گفتگوهاي متعدد تاكيد دارد كه به ايران و فرهنگ ايراني عشق و علاقه زيادي دارد و هيچگاه قصد نداشته در خلال فيلم به فرهنگ غني، ارزشمند و كهن ايران و شخصيت ايرانيان بي‌احترامي كند يا با نمايش برخي تمايزات فرهنگي، آنها را به سخره بگيرد. اين البته ادعايي است كه اغلب لحظات فيلم آن را تاييد مي‌كنند.

    نكته ديگر فيلم نحوه انتخاب ميهمانان و مصاحبه شوندگان اصلي و چهره‌هاي سرشناس است كه عموماً از يك طيف خيلي خاص در حوزه انديشه و فلسفه سياسي هستند. اين تفكيك در واقع مخاطب فيلم را در برابر يك تفكيك غير واقعي در ايران قرار مي‌دهد. اينكه نزاعي ميان انديشمندان و روشنفكران نوانديش و اصلاح‌طلب با بافت حكومتي سنت‌گرا كه به محدود كردن حوزه دخالت‌هاي حاكميت دين‌سالارانه در تمامي ابعاد باور دارد، در جامعه شكل گرفته كه به مهم‌ترين عامل افزايش تنش و  بروز خسارات انساني و معنوي و حتي مادي مبدل گشته است. تاكيد برروي يك آمريكايي فراري كه تا مدت‌ها چهره محبوب رسانه‌هاي آمريكاي شمالي بوده و عدم تجانس او با ساير مصاحبه شوندگان نشان از نوعي چينش فرضي و غير منطبق با آرايش فكري جامعه دارد. البته اكثر ميهمانان با بيان مباني قوي فكري و فلسفي، از يكسو تصويري مترقي از ايرانيان ارائه مي‌دهند و از سوي ديگر به تبيين عميق مواردي مي‌پردازند كه مخاطبين غربي معمولاً درك بسيار سطحي از آن دارند.

    فيلم با گزينش خاصي در ميان جواناني كه در سوداي غرب هستند به آنها به چشم كساني كه آينده روشني انتظارشان را مي‌كشد (يا حداقل چشم‌انداز روشني از زندگي در غرب دارند)، مي‌نگرد. در مقابل، امير كه پس از سال‌ها به ايران بازگشته دليلي جز يافتن عزيزان در حال احتضار و حضور بر سر جنازه و قبر آنها ندارد. گويا جهاني كه لفوند بازسازي مي‌كند جهاني معلق ميان نابودي و هستي است كه بخش ناخوشايند آن در ايران و بخش خوشايند آن در غرب قرار گرفته است.

    به رغم همه اين انتقادات، سلام ايران فيلم سالم و جذابي است. موسيقي، تصويربرداري و تدوين بسيار حرفه‌اي، مناسب حال و هوا و ريتم مورد نياز كار و در خدمت انديشه‌هاي كارگردان قرار دارند. فيلم هم‌چنين نگاه دوستانه‌اي به ايران و مردمش دارد و به همين دليل توانسته در لحظاتي تا عمق واقعيت‌ها پيش برود. فيلم همچنين در لحظاتي كه به مقايسه تهران و كبك مي‌پردازد و به ضعف‌هاي كبك اشاره مي‌كند خود را منصف‌تر و علمي‌تر نشان مي دهد.

درباره كارگردان:

 


 

    ژان-دنيل لفوند متولد فرانسه و استاد سابق فلسفه، روزنامه‌نگار، نويسنده، پژوهشگر و سازنده چندين فيلم مستند، در بخش انگليسي زبان كانادا به دليل همسرش ميشله جين، فرماندار كل كانادا شهرت دارد، اما شهرت او در بخش فرانسه زبان به دليل سابقه طولاني در خلق هنري و ادبيست.

    پيشينه فلسفي لفوند سبب شده كه او به مضامين عميق‌تر و سوالات فراگيرتر بشري بيشتر توجه نشان دهد. به همين دليل فيلم‌هايش بيش از اينكه روايت‌گر صرف وقايع روزمره زندگي باشند آثاري پرسش‌گر در باره بشر، تناقضات و پيچيدگي‌هايش هستند. سوال از ماهيت سنت و مدرنيسم، از رابطه دين و جامعه، از رابطه دين و سياست، و از نحوه مواجهه انسان با موقعيت‌هاي خطير و پيش بيني نشده. اين رويكرد او دو كاركرد مثبت و منفي دارد. مثبت است براي اينكه ذهن انديشمند و كنجكاو او به سرعت تحت تاثير جنجال‌ها و آشوب‌هاي رسانه‌اي قرار نمي‌گيرد اما همين ذهنيت فلسفي عينكي برچشمانش مي‌زند كه گاهي او را به پيش‌داوري و تعميم‌دادن‌هاي ناخواسته سوق مي‌دهد و از ميزان علمي و مستند بودن آثارش مي‌كاهد.

    اسامي تعدادي از آثار برتر وي در فيلم‌سازي بدين قرار است:

Dream Tracks (Les tracesdu rêve) (1986), Le Voyage au bout de la route (1987), Le Visiteur d’un soir (1989), La Manière Nègre ou Aimé Césaire, chemin faisant (1991), Tropic North (Tropique Nord), Freedom Outraged (La Liberté en colère) (1994), Haiti in All Our Dreams (Haïti dans tous nos rêves) (1995), Last Call for Cuba (L’Heure de Cuba) (1999), The Barbarian Files (Le Temps des barbares) (1999), Salam Iran, A Persian Letter (Salam Iran, une lettre persane) (2001), Le Faiseur de théâtre (2002), The Cabinet of Dr. Ferron (Le Cabinet du Docteur Ferron) (2003), American Fugitive: The Truth about Hassan.(2006)

 

 

 

 

 

 

سفارت جمهوري اسلامي ايران     سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي    سازمان تبليغات اسلامي    خانه ايرانيان خارج  از كشور   سايتهاي ايراني     سايتهاي مذهبي    -

  a b  Last modified:02/04/08                                        @                       @