|
نشست انديشمندان و صاحبنظران مسلمان در محل پارلمان كانادا
وضعيت مسلمانان مقيم كشورهاي غربي پس از يازده سپتامبر
اتاوا - چهارشنبه اول آذرماه ٨۵
------------------------------------------------------
روز چهارشنبه بيست و دوم نوامبر برابر با اول آذرماه سالن اجتماعات
پارلمان كانادا شاهد نشستي بود كه با مشاركت بيست و پنج كشور از
جمله جمهوري اسلامي ايران و با حضور تعداد قابل توجهي از شخصيتهاي
اسلامي و سياسي كانادا تشكيل شد. از سفارت كشورمان آقاي عاصمي
كاردار، دكتر فاضل لاريجاني رايزن فرهنگي و تعداد ديگري از
ديپلماتهاي ايراني در اين نشست حضور داشتند.

اين نشست با تلاوت آياتي چند از كلام الله مجيد توسط خانم نذيره
ترين رئيس انجمن زنان مسلمان اتاوا آغاز شد و در پي آن سناتور
پرودوم از سياستمداران با سابقه كانادا ضمن خوشامد گويي به حضار
مختصري در خصوص برنامه هاي اين جلسه به ايراد سخن پرداخت.
در
ادامه نشست آقاي خوجه مبين رئيس انجمن مسلمانان پيشرو كانادا، آقاي
استوكول دي
Stockwell day
وزير امنيت عمومي كانادا و تعدادي ازنمايندگان پارلمان از جمله آقاي
بيل گراهام به ايراد سخن پرداختند.
سخنران اصلي اين نشست آقاي هارون صديقي روزنامه نگار برجسته مسلمان
و نيز نويسنده كتاب "مسلمان بودن" Being
Muslim
بود كه طي سخناني به چالشهاي جديد پيش روي مسلمانان مقيم كشورهاي
غربي پرداخت. وي سعي در تبيين و رفع ابهام از برخي مفاهيم و
برداشتهاي غلط نسبت به اسلام و مسلمانان و غربي نمود. وي در بخشي از
سخنان خود گفت:
"بر خلاف آنچه كه به صورت يك باور عمومي در غرب درآمده است مبني بر
اينكه غرب در محاصره و تسخير تروريستهاي مسلمان قرار گرفته است، در
واقع اين مسلمانان هستند كه بعد از حملات يازده سپتامبر به صورت
گروگان غرب در آمده اند و در حقيقت قربانيان آن حادثه شوم، مسلمانان
هستند. در حادثه تروريستي يازده سپتامبر 2900 آمريكايي كشته شدند
ولي ارزيابيها نشان مي دهد كه بعد از آن حادثه تنها در عراق تاكنون
يك صد هزار مسلمان توسط نيروهاي آمريكايي و يا خشونت طلبان عراقي
كشته شده اند. هيچكس نمي داند چه تعداد از مسلمانان در افغانستان به
قتل رسيده اند چرا كه آمار دقيقي وجود ندارد.
در
حوادث تروريستي لندن، مادريد، عمان، استانبول، رياض، جده، كراچي،
بالي و جاكارتا نيز بيشترين تعداد كشته و زخمي شدگان را مسلمانان
تشكيل داده اند.
بيش از بيست و هفت ميليون مسلمان در غرب زندگي مي كند و اين گروه
همو.اره هدف حمله قرار مي گيرند البته حملاتي نه از نوع فيزيكي و يا
كشتار. آنها قربانيان تبعيضند. در فرودگاهها و مرزها گاه گاه به
دليل مشابهتهاي اسمي و گاه بدون دليل خاص مورد آزار و اذيت قرار مي
گيرند. حتي گاهي طعم زندان را بي دليل مي چشند.
اين گروه از مسلمانان از يك طرف زير نگاه دستگاههاي اطلاعاتي و
امنيتي كشورهاي غربي هستند و از طرف ديگر رسانه ها آنها را مورد هدف
قرار داده اند. آنها بايستي دقت كنند كه چه چيزي در ايميل خود مي
نويسند و يا در طول مكالمات تلفني خود چه برزبان مي رانند و در
مجامع عمومي چگونه رفتار مي كنند.
آنها مجبورند براي اينكه ريش بگذارند و يا لباس سنتي خود را بپوشند
دو بار فكر كنند. آنها بايستي در دانشگاهها، در محيط كار دائما در
حال اثبات اين نكته باشند كه آنچه در مطبوعات و كاريكاتورها تبليغ
مي شود نه با حقيقت دين و عقيده ايشان سازگار است و نه با شخصيت
فردي آنها مي خواند.
من
مجبور نيستم به اين نكته اشاره كنم ولي انصافا حادثه تروريستي يازده
سپتامبر در جهان اسلام نيز به اندازه كشورهاي غربي حس همدردي مردم
را برانگيخت. جوانان تهراني در اين حادثه شمع روشن كردند و به
خيابانها آمدند. ولي در مقابل شاهد اين بوديم كه سازمان ملل جنگ
عليه مردم افغانستان را به بهانه حضور بن لادن در آن كشور تجويز
كرد، بوش با پشتيباني اش از شارون سركوب فلسطيني ها را شدت بخشيد و
جنگي در عراق را انداختند كه حتي مورد مخالفت كشورهاي غربي بود."
وي
در بخش ديگري از سخنان خود به موضوع ترس از اسلام در جوامع غربي
پرداخت و اظهار داشت:
"... در حال حاضر روند ترس از اسلام موجب شده است كه تبعيض نژادي
آشكار تر رخ بنمايد. حال آنكه آن گروه از مسلمانان متعصب و بنياد
گرا تنها بخش كوچكي از جامعه مسلمانان را تشكيل مي دهند. آنها
تعدادشان به چند هزار تن هم نميرسد حال آنكه ما بيش از 1.3 ميليارد
مسلمان در جهان داريم. در آنجاست كه اين گروه كوچك مسلمانان را
نمايندگي مي كنند و غرب انتظار دارد كه تك تك مسلمانان در مورد آنچه
اين گروه اندك رقم مي زند توضيح داده و معذرت خواهي نمايند.
سوالي كه گاهي مطرح مي شود اين است كه مسلمانان ميانه رو و منطقي
كجا هستند؟در غرب اين مسلمانان را اينگونه تعريف مي كنند: كساني كه
نه تنها تروريسم را محكوم مي كنند بلكه سياستهاي سركوبگرانه بوش و
متحدانش را تاييد مي كنند . معتقدند آنچه در مورد مسلمانان گفته مي
شود حقيقت است. تنها اين عده اند كه از نظر غربيان ميانه رو و صلح
طلب محسوب مي شوند. اين افراد مورد توجه رسانه ها قرار مي گيرند.
امروزه مطمئن ترين راه براي اينكه كسي پوشش خبري بيايد اين است كه
به همكيشان مسلمان خود حمله كند. اين افراد مسلماناني اصلاحگرا
معرفي شده كه انگيزه كافي براي طرح ديدگاه هايشان دارند.
بعضي ديگر نيز به دنبال كسب و تجارت خويشند و از اين طريق بازاريابي
مي كنند. اين رفتار آنها مي توانند موجب برجستگي آنها شود و توجهات
را جلب نمايد.
در
بسياري از كشورهاي اروپايي و نيز آمريكا از بعضي از مسلمانان
استفاده مي شود تا به سياستهاي ضد مسلمانان رنگ و لعاب منطقي داده
شود. براي مثال در فرانسه از خانمهاي غير محجبه مسلمان مي خواهند تا
ممنوعيت حجاب در مدارس را براي دختران مسلمان توجيه كنند. در كانادا
تنها نماينده مسلمان پارلمان از كبك رهبري مخالفت با تصويب صوري
قانون داوري مذهبي در دعاوي خانوادگي را در دادگاههاي انتاريو به
عهده مي گيرد حال آنكه اين حق از سال 1991 به پيروان مسيح و يهوديان
داده شده است و اصولا امري اختياري بوده است كه طرفين در صورت تمايل
مي توانستند موضوع اختلاف را به داوران مذهبي بسپارند. اين درست
مانند اين است كه از يك كاتوليك غير معتقد و مخالف براي نقض حقوق
كاتوليكهاي معتقد استفاده شود..."
وي
در ادامه افزود:
"... نه تنها مسلمانان به تروريسم متهم مي شوند بلكه اسلام نيز به
عنوان يك دين به تروريسم متهم مي شود. فرانكلين گراهام . بيلي
گراهام و نيز مشاور مذهبي بوش از اسلام به عنوان شر و دين
اهريمني ياد مي كنند. پن روبرتسن از كليساي اونجليست اسلام را
دين خشونت نام نهاد و جان اشكرافت دادستان عمومي منصوب بوش كه
همانند بوش مسيحي زاده شده است اظهار داشت كه اسلام ديني است خدا
نيازمند آن است كه تو پسرت را به سوي مرگ بفرستي براي او و مسيحيت
ديني است كه در آن خدا فرزند خود را به سوي مرگ مي فرستد براي تو
..."
هارون صديقي افزود:
"...مسلمانان اينجا و آنجا از تبعيض و دوگانگي برخورد غرب با
مسلمانان گله مي كنند. هنگامي كه آنها از آمريكا و اروپا بخاطر اين
بدرفتاريها انتقاد مي كنند پاسخ مي شنوند كه در كشورهاي مسلمان، غير
مسلمانان تحت تعقيب قرار مي گيرند و حقوق آنها نقض مي شود. غرب به
هيچ وجه نگران اين نيست كه مسلمانان به دست ديگر مسلمانان در نقاطي
از جهان كشته مي شوند. از اينروست كه واكنش چنداني به كشتار
مسلمانان غير عرب بدست مسلمانان عرب در دارفور نشان نمي دهد. سني
هاي مسلمان در عراق شيعيان مسلمان را مي كشند ولي غرب چندان نگران
اين موضوع نيست. و اين سياست يك بام و دو هواست ..."
سخنران در پايان سخنراني خود ابراز اميدواري كرد كه انسانيت بر همه
جهان حاكم شود و بي عدالتي، تبعيض و خشونت از جهان رخت بربندد.



|